423
آنقـــــدر حــــرف در دلــــم مانده
کــــه در دهانــــم
گـــره می خورد
و لب هایــــم را
به هـــم می دوزد
و تو خیــــال می کنــــی
مــــرا بـــا تو حـــرفی نیســــت
+ نوشته شده در ساعت توسط شاید یـه آدم
|
شاید این شکسته پاره ها